تبليغاتX
هشت بهشت 88888888888888888888888
*
*
*
*
*
*
*
88888888888888888888 8888888888888888888

می نویسم از تو و از موج یادی که میکوبد به ساحل بیقرار قلبم, تا دورها ترا بنام اشکم می شناسم و با لحن همیشگی گریه میخوانمت ,تو حس میشوی از ان سوی قلبم از پشت حصارهای وجودم, نمیدانم تا به کی به سینه بیاویزم گل خاطراتت را؟؟ از کجا به دستهای تو برسم؟از کدام پنجره ترا ببینم؟از کدام هوا ترا نفس بکشم؟ به من بگو صدای تو همان آواز لرزانی است که نام مرا میشناسد؟؟؟

بگو که هنوز هم رنگ چشمهایی مرا روی شیشه پنجره قلبت نقاشی میکنی ,بگو که من از جنس تنهایی ام و کوچیده به سرزمین غربت به شهر دل تنگی..

صدایم کن و بگو هنوز هم برای منی...

+ حرف دل مریم در یکشنبه 18 شهریور1386 و ساعت 20:0 |

می نویسم از تو و از موج یادی که میکوبد به ساحل بیقرار قلبم, تا دورها ترا بنام اشکم می شناسم و با لحن همیشگی گریه میخوانمت ,تو حس میشوی از ان سوی قلبم از پشت حصارهای وجودم, نمیدانم تا به کی به سینه بیاویزم گل خاطراتت را؟؟ از کجا به دستهای تو برسم؟از کدام پنجره ترا ببینم؟از کدام هوا ترا نفس بکشم؟ به من بگو صدای تو همان آواز لرزانی است که نام مرا میشناسد؟؟؟

بگو که هنوز هم رنگ چشمهایی مرا روی شیشه پنجره قلبت نقاشی میکنی ,بگو که من از جنس تنهایی ام و کوچیده به سرزمین غربت به شهر دل تنگی..

صدایم کن و بگو هنوز هم برای منی...

 

توسط : مریم


ادامه مطلب
+ حرف دل علیرضا در شنبه 17 شهریور1386 و ساعت 20:0 |