من خسته ام...خسته از تنهایی...خسته از دقايقي که مي گذرد و بازگشتي ندارد از دقيقه هاي خسته و مرده در بطن زمان خسته از بودن ،ماندن خسته ...خسته از دوری دوستی که انگار سالهاست درون من مرده و من او را در تاریکیه یک شب بی چراغ گم کردم...و او دیگر بر نخواهد گشت

+ حرف دل دل کوچولو در چهارشنبه 24 مرداد1386 و ساعت
12:56 |