تبليغاتX
هشت بهشت 88888888888888888888888
*
*
*
*
*
*
*
88888888888888888888 8888888888888888888

کاش در دهکده عشق فراوانی بود

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب

روی شفاف ترین خاطره مهمانی بود

کاش دریا کمی از درد خودش کم میکرد

قرض میداد یه ما هر چه پریشانی بود

کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم

رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود

مثل حافظ که پراز معجزه و الهامست

کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود

چه قدر شعر نوشتیم برای باران

غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود

کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها

دل, پراز صحبت این شاعر کاشانی بود

کاش دلها پر افسانه نیما می شد

وبه یادش همه شب, ماه چراغانی بود

کاش اسم همه دخترکان اینجا

نام گلهای پراز شبنم ایرانی بود

کاش چشمان پراز پرسش مردم کمتر

غرق این زندگی سنگی وسیمانی بود

کاش دنیای دل ما شبی از این شب ها

غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود

دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم

راز این شعر همین مصرع پایانی بود

+ حرف دل علیرضا در سه شنبه 19 دی1385 و ساعت 16:33 |

این عید رو به همه تبریک میگم

+ حرف دل علیرضا در دوشنبه 18 دی1385 و ساعت 16:29 |